از چه می ترسید؟ ۳ نکته برای برطرف نمودن ترس

What are you afraid of? 3 Tips to Fight Fear

از چه می ترسید؟

چگونه مغز شما به ایجاد ترس پرداخته – و نحوه چیرگی بر این ترس چگونه می‌باشد

چه عواملی باعث بروز ترس در ما می شوند؟
مارها، تاریکی، اخراج، عشق، عنکبوت، ناشناخته ها، حرف مردم، پرواز، شکست؛
از بین تمامی این دلایل متنوع و مختلف در بروز ترس، به همه ما حس بسیار عجیبی از ترسیدن  دست می‌دهد. این طور نیست؟

اما مردمی هم هستند که  احساس خطر و ترس را نمی‌شناسند.
این افراد چگونه انسانهایی می‌توانند باشند؟
چطور از هیچ نوع خطر کردن واهمه ایی ندارند و چه ویژگی در آن ها وجود دارد که در دیگران نبوده و به نظر می‌رسد دیگر انسانها، تقریبا از هر چیزی ترس و واهمه دارند؟

البته احساس ترس و خطر به مورد و بجا، ضامن حفظ سلامت ما بوده و باعث پرهیز و دوری از بسیاری خطرات و مخاطرات گردیده و به نوبه خود و به جا و به اندازه لازم، چیزی مفید فایده می‌باشد.

اما اگر این ترس باعث دوری و محرومیت از آنچه که مطلوب نظرمان است گردد، آیا معقول و درست و به مورد می باشد؟

ترس از دیدگاه بیولوژیک

واقعیت اینکه: هیچگونه ترس مختص انسان وجود ندارد.
یعنی هیچ نوع ترسی که صرفا باعث وحشت انسانها شود وجود ندارد و یا تاکنون یافت نشده است.
بخش های مختلف و متفاوتی از مغز انسان به ترس واکنش نشان می‌دهند.
در این مورد دانش و اطلاعات ۱۰۰ درصد وجود ندارد اما دانشمندان بخشی در مغز که شبیه دسته ای بادام مانند موسوم به آمیگدالا است
را در اعماق مغز یعنی بالاتر از ساقه آن کشف نموده اند که مرکز اصلی ایجاد ترس بوده و نقشی اساسی در این مورد ایفا می کند.

هنگامی که با چیزی بالقوه خطرناک روبرو می‌گردید، بنا به گفته بامبی دلا روسا، محققی که روی نحوه عملکرد ترس انسان به تحقیق مشغول می باشد،
بخش آمیگدالا علائمی هیجانی به دیگر نقاط مغز فرستاده و در واقع این پیام را می دهدکه: (مراقب خطر باشید).
در هنگام مواجهه با خطر، مناطقی از مغز که با زبان و حافظه درگیر می‌باشند، به حالت آماده باش در می آیند.
حال اگر بخش آمیگدالا علائمی هشدار دهنده از خود بروز دهد، مناطق دیگر(مغز) به ارزیابی میزان و سطح خطر پرداخته و به تعیین نحوه پاسخگویی و عکس العمل شما اقدام می‌کند.

اما تعدادی از مردم که به واسطه رسوب کلسیم در مغز،
مبتلا به بیماری اورباخ – ویته می‌باشند، چیزی به نام ترس
را درک نمی‌کنند و مطالعات نشان می‌دهند، آمیگدالای آنها به طور کامل کلسیده شده است (یعنی مملو از کلسیم شده است).

به همین خاطر در هنگام مواجهه با خطر کمترین علائمی دال بر ترسیدن، مثل عرق کردن کف دست، افزایش تپش قلب، و… در آن ها دیده نشده و بر اساس تحقیقات به عمل آمده فقط ۴۰۰ نفر در سراسر دنیا دارای چنین شرایطی می‌باشند.

آنچه که بیماری اورباخ–ویته را حائز اهمیت نموده و آن را برای مبتلایان به آن خطر ساز می‌سازد این واقعیت است که احساس ترس و خطر، از اهمیتی خاص،
بحرانی و حیاتی برای حفظ بقای انسان برخوردار بوده به نحوی که زندگی، بدون هیچگونه احساس خطری می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

مطالعاتی که در این زمینه و در مورد مبتلایان به
این بیماری به انجام رسیده‌ اند، نحوه برخورد و
مواجهه با هیجانات و محرک ها را نیز مشخص و معین نموده اند.

البته مردم بدون احساس ترس هم می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند و اصلا چیزی به عنوان ترس را در زندگی خود در نظر نگیرند.
روش دیگر اینکه با در نظر گرفتن منطق و عقلانیت، رفتارهایی را در پی بگیریم تا به حیات ما کمک هایی بهتر و بیشتر نموده و باعث طولانی تر و با کیفیت تر شدن زندگی ما شوند.


حتما بخوانید: ریسک کن پرواز با یک موتور


اما ترس چگونه برای اولین بار به سراغ ما می‌آید؟

یک امکان، عدم داشتن دانش کافی از چگونگی و عملکرد هر چیز است.
اما با صرف داشتن دانش نمی‌توانیم از ترس خود جلوگیری کنیم.

مطالعه ای در سال ۲۰۰۹ به تحقیق در مورد مقایسه
بین عرق بدن ناشی از ورزش و عرق بدن به علت ترس
پرداخت و نشان داد که این دو نوع نمونه با یکدیگر تفاوت
دارند، طوری که بویدن عرق ناشی از ترس، باعث تحریک
مراکز ایجاد ترس در مغز شده.

دیگر حیوانات نیز از طریق بروز علائم و نشانه ها،
ترس خود را ابراز می‌کنند و به دیگر حیوانات نیز منتقل می‌نمایند، اما چنین حالاتی در ابتدا در انسان ها مشاهده شدند.

این یافته ها نشان دهنده این امر است که معاشرت
با افراد ترسو، انسان را ترسو و بزدل می‌کند.
از سوی دیگر بازدید از یک خانه جن زده و دیدن فیلم های ترسناک اثراتی نامطلوب بر روی زندگی روزانه دارد.

عکس العمل ما به ترس های دیگران و اثر پذیری از این
ترس ها شاید علت عدم خطرپذیری بزرگسالان و یا
آزمایش و امتحان راهکارهای تازه در زندگی می‌باشند،
حالا چه پرش و سقوط آزاد از هواپیما و یا درخواست دادن برای شغلی جدید باشد.

ترس های (فرهنگی- اجتماعی) و زندگی مدرن

مطالعات روانشناختی نشان دهنده این امر هستند
که ترس های جمعی و اجتماعی، اثرات فرهنگی به
مراتب وسیع تری از خود به جای می گذارند.

در سال ۱۹۷۰ در شهر کوچک ورمونت در ایالات متحده آمریکا،
شخصی به نام راجر هارت مطالعاتی را بر روی کودکانی که مستقیما تحت نظر والدین خود نبودند، به انجام رسانید.

وی در طی این مطالعات به مکان های مخفی آنها
برای بازی کردن و محل ها و دیدنی های دوست داشتنی آنها پی برد.

در سال ۲۰۰۴ استاندارد های زندگی عوض شده بودند
و والدینی که در آزمایشات سال ۱۹۷۰ شرکت کرده بودند، حالا به دقت، تمامی اعمال و حرکات فرزندان خود را دقیقه به دقیقه تحت نظر گرفته بودند.

دیگر از بازی های بدون نظارت والدین خبری نبود و
بچه ها بیشتر وقت خود را در نزدیکی خانه می‌گذراندند.

با توجه به یکسان بودن میزان جرم و جنایت نسبت به
۴۰ سال قبل، نوعی ترس در بین والدین مشاهده می‌شد.

هارت به نشریه آتلانتیک، این گونه اظهار نمود:
“افراط و زیاده روی و بزرگ نمایی در ایجاد خطر، فقدان باور و اعتماد لازم، مواردی است که حتی نمی‌توان به توضیح کلی، درست و شفاف آن پرداخت.”

اگر اطراف شما افرادی هستند که حتی اجازه نمی‌دهند
فرزندانشان به تنهایی چرخی به اطراف بزنند، شما نیز از این لحاظ فرصت و شانسی نخواهید داشت و ناخودآگاه تحت تاثیر این گونه افراد قرار می‌گیرید.

آدم های اطراف ما توانایی عجیبی در اثرگذاری روی
ما دارند و قادرند فرهنگ و استانداردهای زندگی ما را تغییر دهند.
همانگونه که تونی رابینز می‎‌گوید، “تو همان شخصی هستی که با دیگری وقت می‌گذرانی”

اینها همه ترس هایی بودند که از معاشرت با دیگران
و شنیدن داستان های منفی آن ها در وجود ما نفوذ می‌کنند.

شرط می‌بندم، حتی والدین شما بارها ترس ها
و نگرانی های خود را به شما منعکس نموده اند
و یا از فرزندان خود خواسته اند الگوهای بد و ترسناک زندگی خود را تکرار نمایند.

دیگر داستان هایی هم هستند که می‌توانیم برای خودمان
تعریف نموده تا باعث ایجاد ترس از اخراج تا حتی ترس از موفقیت شوند.

پس برای جلوگیری از ترس و حفظ خود و فرزندانمان چه کار می‌توانیم انجام دهیم؟

روش های برطرف نمودن ترس

۱- شما باید از ترس استفاده های بجا و به مورد کنید وگرنه هراس بر شما مسلط شده و شما را به کار می‌گیرد.
۲- به یاد داشته باشید، شجاعت به معنای نترس بودن نیست، بلکه انجام دادن کارها به روش های دیگر به همراه ترس و نگرانی های به مورد می‌باشد.

۳- روش های استفاده از ترس شامل مشخص نمودن مواردی
است که باعث هراس شما می‌شوند و باید راجع به آنها
صحبت کرده و از این صحبت ها یاد بگیرید.

یکی از روش هایی که مردم برای غلبه بر ترس خود به کار می‌گیرند، کوهنوردی و یا راه رفتن روی زغال است.

فقط کافی است بر روی زغال گداخته راه بروید و توانایی های خود را عیان سازید.
به جای اینکه اجازه دهید ترس بر شما غلبه کرده،
راهی را که مردم انتخاب می‌کنند در نظر بگیرید و
به ترس خود غلبه کنید و برای این مهم، هر چه که
می‌دانید و بلد هستید را مورد استفاده قرار دهید و
حتی از ذهن خود نیز در پیدا کردن راهکارهای جدید کمک بگیرید.

یک نوجوان ۱۱ ساله که بر روی آتش راه م‌ رود،
می‌گوید: باید از نظر ذهنی برای چنین

تجربه ای آمادگی داشته باشید، “در غیر این صورت تجربه بدی نصیب شما خواهد شد
که دیگر شئونات زندگی تان را نیز به طرز بدی تحت تاثیر قرار خواهد داد.”

برای این نوجوان، راه رفتن روی آتش حس یک ابرمرد
(سوپرمن) را به جود می‌آورد. او می گوید: “من با پاهایم کار خاصی انجام نمی‌دهم و فقط وعده نترس بودن را به جا می‌آورم.”

سن شما اهمیتی ندارد.
هیچگاه با پرهیز و دور ماندن از ترس های خود ‌توانید به آنها غلبه نمایید.
پس با جرائت کامل به ترس های خود غلبه نموده و مطمئن باشید
در این کار توقف ناپذیر خواهید بود.

منبع: www.tonyrobbins.com
ترجمه شده در تحریریه گروه ضد گلوله

اطلاع از پیشنهاد‌های ویژه!
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

با این شرایط موافق هستید.